تبليغاتX
این بود سزای عاشقی؟ - از من مخواه وقتی که تو را دوست میدارم ...

در پيش بی دردان چرا فرياد بی حاصل کنم **** گر شکوه ای دارم زدل با يار صاحبدل کنم

 

از من مخواه

تو را که دوست میدارم

 با  واژه ای هم همکلامت نشوم

من آن برگ خزان دیده نیستم

لایق تنها نیم نگاهت هم نباشم

از من مخواه

تو را که دوست میدارم

شبها به امید دیدن دوباره ات

پنجره های خانه ام را

تنها برای لحظه ای ترک کنم

از من مخواه

وقتی که تو را دوست میدارم

....

 

+ نوشته شده توسط پــو ر یـا ... در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 و ساعت 3 |