تبليغاتX
این بود سزای عاشقی؟ - همجنسگرايي،همجنس بازي، مبدل پوشي و تغييرجنسيت .

در پيش بی دردان چرا فرياد بی حاصل کنم **** گر شکوه ای دارم زدل با يار صاحبدل کنم

کلیه این حالت ها هم در بین خانم ها وهم در بین آقایان با نسبت های مختلف وجود دارد. بر طبق پژوهش های انجام شده برخی از این حالت ها ریشه ژنتیکی دارند و برخی ریشه رفتاری، برخی ریشه فیزیولوژیک دارند و برخی ریشه محیطی-اجتماعی. اما اکثر متخصصان بر این باور هستند که ترکیبی از عوامل ذکر شده در شکل دادن جنسیت فرد، تصور فرد از جنسیتش و کشش جنسی وی تقش دارند.

همجنسگرايي،همجنس بازي، مبدل پوشي و تغييرجنسيت .

خلاصه برنامه هفتم

همجنسگرايي و همجنس بازي: بطور كلي همجنسگرايي به حالتي گفته ميشود كه فرد با ديدن و يا تصور كردن جنس موافق لذت جنسي ميبرد اما بدلايل مختلفي از جمله تابوهاي اجتماعي موجود در مورد اينگونه رابطه جنسي ، شرايط خانوادگي و اعتقادات مذهبي و يا انتخاب شخصي وغيره هرگز وارد رابطه جنسي با فرد همجنس نشود و شايد بنابر جبر و يا انتخاب حتي با فردي از جنس مخالف ازدواج كند. حالتي كه فرد اصلا كششي به جنس مخالف ندارد و رابطه جنسي را با جنس موافق تجربه مي كند همجنس بازي خوانده ميشود. حالتي هم در اين بين وجوددارد كه فرد كشش جنسي به هر دو جنس دارد اما باز هم ممكن است با هر دو جنس وارد رابطه جنسي بشود و يا نشود. برخي افراد ممكن است پس از ازدواج وداشتن فرزند متوجه ميل خود به جنس موافق بشوند كه شرايط سختي را براي فرد و همسرش ايجاد ميكند. مشاوره زوج با يك فرد زبده ميتواند تا حد زيادي به كم كردن تنش كمك كند.

مبدل پوشي: بعضي افراد در خفا و يا علنا لباس هاي جنس مخالف را مي پوشد و خود را در قالب فردي از جنسي مخالف تصور ميكند كه به آنها مبدل پوش ميگويند. بنابر يافته هاي علمي دلايل زير ممكن است در بوجود آمدن ايت حالت موثر باشند: هورمونهاي جنس مخالف در اين افراد بيشتر هستند. ساختار مغزي اين افراد بيشتر شبيه جنس مخالف است. در آقايان عدم حضور پدر در زمان رشد و داشتن مادري با شخصيت خيلي قوي هم جزو اين دلايل احتمالي شمرده شده است. اما براي اثبات قطعي هركدام از موارد ذكر شده تحقيقات بيشتري با تعداد شركت كننده بيشتري لازم است.

تغيير جنسيت: زماني كه فرد با تزريق هورمون و يا عملهاي جراحي و يا هردو از نظر ظاهري به جنس مخالف (برعكس جنسي كه با آن به دنيا آمده) تبديل مي شود يعني تغيير جنسيت داده است. اين كار ممكن است با توصيه پزشك و يا بر اساس خواست شخص انجام شود.
- در جوامعي كه همجنس گرايي و بخصوص همجنس بازي جنبه قانوني ندارد ممكن است افراد همجنس گرا تصميم بگيرند كه با تغيير جنسيت خود موانع اجتماعي را تا حدي شكسته و زندگي جنسي را كه آرزو دارند دنبال كنند. اما در برخي مواقع اين كار تنها به پيچيدگي مسئله دامن ميزند.

برخي ازافراد مبدل پوش هم ممكن است در طول زمان تصميم بگيرند كه جنسيت خود را به جنس مخالف تغيير دهند.

افراد دوجنسيتي كه ممكن است از نظر ظاهر شبيه جنس مونث و يا مذكر باشند اما از نظر هورموني تمايل بيشتري به يكي از جنس ها داشته باشند و يا از نظر ظاهري موذب باشند، با توصيه پزشك ممكن است تصميم بگيرند كه جنسيت خود را به يكي از جنس ها تغيير دهند.

تا پيش از ۱۸۸۵ ميلادي تصور ميشد كه همجنس بازي يك نوع انحراف جنسي است. اما با پيشرفت علم روانپزشكي متخصصان متوجه تفاوتهاي رفتاري و رواني اين افراد در مقايسه با افرادي كه نسبت به جنس مخالف احساس ميل جنسي دارند شدند. تفاوتهايي مثل نحوه پاسخ دادن اين افراد به محرك هاي مختلف در مقايسه با افرادي كه به جنس مخالف تمايل دارند . بنابراين همجنس گرايي و همجنس بازي جزو گروه ناهنجاري هاي رواني طبقه بندي شد و متخصصان به درمان اين به اصطلاح بيمارها پرداختند. با پيشرفت علم اعصاب شناسي و دستگاه هاي تصوير برداري از مغز، علم فيزيولوژي و علم ژنتيك متخصصان تئوري هاي جديدي در مورد تفاوتهاي ساختار مغزي اين افراد در مقايسه با افرادي كه نسبت به جنس مخالف احساس ميل جنسي دارند ارائه دادند. تفاوتهايي چون:

سلولهاي قسمت جلويي غده هيپوتالاموس در مغز در افرادي كه همجنس باز هستند از مرداني كه به جنس مخالف كشش دارند كوچكتر است. اين قسمت از مغز تقش مهمي در تعيين كشش جنسي افراد دارد. بنابراين اين اشخاص نسبت به جنس موافق كشش بيشتري پيدا مي كنند. اين مسئله ربطي به قواي فكري اين افراد ندارد. و مطرح است كه افراد بزرگي در طول تاريخ همجنس گرا بوده اند از جمله: افلاطون، ميكل آنژو داوينچي.

يك نوع كروموزوم در افراد همجنسگرا بيشتر ديده شده كه اين فرضيه ارثي بودن همجنس گرايي را تا حدي تاييد ميكند. اين آزمايشات بر روي برادران دوقلو انجام شده بود.

ساختار مغزي افراد همجنس گرا بيشتر شبيه به ساختار مغزي افراد جنس مخاف است. يعني مثلا مغز يك مرد همجنس باز بيشتر شبيه مغز يك زن است تا يك مرد.

از طرفي دانشمندان علوم اجتماعي و رفتار شناسي مطرح كرده اند كه در بعضي موارد شرايط خانوادگي و اجتماعي افراد را به سمت داشتن رابطه جنسي با جنس موافق سوق ميدهد. به عنوان مثال براي سربازاني كه براي مدت زياد به دور از خانواده و جنس مخالف هستند بعضا مكن است اين شرايط پيش بيايد (شواهدي از زندگي سربازان در جنگهاي جهاني و غيره در دست است). چنانچه پس از تغيير شرايط فرد به جنس مخالف تمايل نشان دهد به صرف داشتن چندين تجربه جنسي با فرد همجنس، همجنس باز يا همجنس گرا نيست.

اكثر اين پژوهش ها بر روي آقايان همجنسگرا انجام شده اما در حال حاضر بررسي هاي مفيدي در حال انجام بر روي خانم هاي همجنسگرا در جريان است. و اين نكته هم قابل ذكر است كه اكثر اين پژوهش ها بر روي اجساد افراد همجنس گرا انجام گرفته كه بر اثر بيماري ايدز از دنيا رفته بوده اند كه خود اين بحث را پيش مي آورد كه ممكن است به عنوان مثال تغييراتي كه در ساختار مغز اين افراد مشاهده شده بر اثر بيماري دراز مدت بوده و يا اينكه بر اثر سبك زندگي اين افراد ايجاد شده نه به دليل گرايش جنسي شان.

در سال ۱۹۹۲ سازمان بهداشت جهاني با بدست آوردن استنادات كافي علمي و با توجه به پذيرش جوامع مختلف همجنس بازي را از ليست امراض حذف كرد. اما هنوزدر كشورهاي مختلف با افراد همجنسگرا و يا همجنس باز برخوردهاي متفاوتي مي شود.

جان ماني، پژوهشگر باسابقه در علوم جنسي: " محكوم كردن شخصي كه همجنسگرا و يا همجنس باز است مانند اين است كه فرد را به راست دست بودن محكوم كنيم". با وجود اينكه با تنبيه و دخالت هاي پزشكي و روان-درماني ميشود شخص همجنسگرا را به حالت معمول در جامعه يعني كشش جنسي نسبت به جنس مخالف وادار كرد اما اينكار مانند اين است كه از فردي راست دست بخواهيم كه با دست چپ بنويسد.

 

The iranian home

 

+ نوشته شده توسط پــو ر یـا ... در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 6 |